بوس کن هاکجاهستند؟
سران سه قوه سخنرانی رهبری امروز تموم شد رهبری هم فرمودند به حرف نمیشه به عمل می شود پس خواهشن شروع نکنید برای رهبری نامه بزنید که....یک بار نامه زدیدچند ماه روی آن نامه پایبند بودید شما سران نظام جمهوری اسلامی هستید در خودتان فکر کنید که چه کارهای کرده اید که حالا نماینده عام امام زمان روی زمین از کار شما ناراحت شده در حالی که رهبری به قدری صبور است که از اکثریت مشکلات را در دل نگه می دارد وحل می کند ولی در این آخر های دولت دهم به نظر بنده برخی آقایون خون دل به رهبری تزریق می کنند بنده شنیدم که اولین نفر همین آقای لاریجانی قوه مقننه برای رهبری نامه نوشته اینجا دو سران دیگر توصیه میکنم دیگر نامه نزنید نامه بدون عمل دردهیچ کس را دوا نمی کند رهبری هم فرمودند دنبال مشکلات اقتصادی باشید دم عیدهستیم به مردم توضیح بدهید چرا که پسته که دوهفته پیش کیلو30000تومن بوده الان نرخ دولتی50000 الی53000تومن شده اینها را درمان کنید بنده در وبلاگ خویش مطلبی نوشتم که اتفاق های که درمجلس پیش آمده بود نقدی به هم نمایندگان ملت و رئیس مجلس و رئیس جمهور وارد کردم درحالی که رهبری هم امروز همان نقد را به شکل دیگری به رئیس مجلس کردند گفتند رئسی مجلس. هنگام دفاع از خودشان زیاده روی کردند بنده در وبلاگم گفتم این درشان رئیس جمهور کشور اسلامی نیست نباید با وی چنین بر خورد شود آن مطلب هام در آشیو هستند رهبری ما ملت می شناسیم نه با نامه این چنینی شما خوشحال نه ناراحت اگرملت خوشحال رهبری خوشحال اگر ملت ناراحت رهبری ناراحت می شود پس دنبال این روش باشید

بهروز - برایان - والا ناهید و وانسا کری دختر وزیر امور خارجه آمریکا-منبع فرهنگ نیوز
معمولا
در مراسم های استقبال قبلی از احمدی نژاد در فرودگاه مهرآباد تهران،
نماینده ای از طرف دفتر مقام معظم رهبری حضور می یافت که در اکثر مراسم علی
اکبر ولایتی مشاور رهبری در امور بین المللی بود.
در مراسم بدرقه احمدی نژاد در آغاز سفر به مصر در روز سه شنبه گذشته هم هیچ نماینده ای از طرف رهبری حضور نداشت.

آرم "مدينه پايتخت فرهنگ اسلامي" قبل از تغيير (سمت چپ) و بعد از تغيير (سمت راست) منبع فرهنگ نیوز
به گزارش فرهنگ نیوز به نقل از روزنامه
خورشید : دکتر سعید مرتضوی، سرپرست سازمان تأمین اجتماعی که بامداد روز
گذشته توسط قوه قضائیه بازداشت شده بود، بامداد امروز (چهارشنبه) آزاد شد.
به
گزارش خبرنگار خورشید، سرپرست سازمان تأمین اجتماعی که با شکایت
فاضللاریجانی بامداد روز سهشنبه ۱۷ بهمنماه پس از پایان کار روزانه و
در پی مراجعه به دفتر دادستان عمومی و انقلاب تهران بازداشت شده بود، بعد
از ارائه توضیحات و رفع ابهامات و سوء تفاهمات، یک روز بعد، یعنی بامداد
امروز (چهارشنبه) از زندان اوین آزاد شد.
یکی از اطرافیان دکتر مرتضوی
با اعلام این مطلب به خبرنگار خورشید گفت: بازداشت سرپرست سازمان تأمین
اجتماعی صرفاً بهدلیل شکایت شخص آقای فاضللاریجانی انجام شده و قوه
قضائیه در طی طرح این شکایت نسبت به بازداشت دکتر مرتضوی اقدام نموده است.
این
درحالی است که برخی سایتها و خبرگزاریها با ایجاد قرق رسانهای تلاش
نمودند تا فضای رسانهای کشور را درباره این موضوع به سمت و سوی دیگری سوق
دهند و در اخباری مبهم و تحریف شده علت بازداشت مرتضوی را تحت عناوین دیگری
مطرح کنند.





آقایون دراین کشورچه خبراست؟استیضاح یک وزیراین همه شوروهیجان نداشت چه دلیل داشت اون نماینده هارای ممتنع دادندمگراون هانماینده های ملت نبودندآیاملت این رامی خواهند(سکوت)نماینده مجلسی که ماهانه4ملیون حقوق میگیردغم وغصه گوشت و....راندارداگرهم دلسوزباشدغم وغصه بعضی سرمایه دارهاومسائل کشور راداردملتی که می خواهندپرایدبخرند14الی18ملیون شده غم وغصه مردم این است مثل اینکه شماهااینطرف یادتون رفته دردهه فجرهستیم دهه فجررا برملت تلخ نکنیدمردم پول دارندصابون گیرنمیارنداگرمسئولین دلشون برای مردم ورهبری بزرگوارسوخته گمرکی راازسوارهای کمتربگیرندتابهترین خودروهای خارجی واردشودوهمه قشربتواندبخرندآن موقع این خودروسازان به خواهش وتمنامی افتندمسئولین اگربخواهند قیمت خودرو راکاهش دهندمی تواندولی....فقط آقایون بلدهستندبرای رهبری نامه بزندکه عمل می کنیم درحالی که خون به دل رهبری کرده انداین چه وضع مجلس شورای اسلامی امروزبود؟رهبری چندباربه شماهاگفت اختلافات خودرابین مردم نکشانید.هرچه مشکل داریدبشینیدباهم حل کنیدقرارنیست شماهاحقوق بگیریدصبح هم سرکارتون باشیداینطرف فکرعده ای جوانان بیکاررانکنیدمگرقرار است رهبری به شماهاچندبارتذکربدهدآقای رئیس جمهوراگربرادرلاریجانی مشکلی داریداین کشورقوه قضائیه داردآقای لاریجانی شماهم درست صحبت کنیدوشماخادمان ملت یادتان باشه آنجامجلس است نه....که یکی دنبال...بگرده یکی دنبال...ویکی دنبال ....تاکارهایش راانجام بده رئیس جمهورنوار راپخش کرداون چه وضع سروصدای شمابودشمابه قول خودتون هرکدوم حداق مدرک کارشناسی داریدومثلا تحصیل کرده قرارنیست آقای سیدجلال حسینی هرچنددقیقه ای بلندبشه شماهاراآرام کنه آدم یاددوران...می افتده واقعامتاسفم آقای رئیس جمهوراگردرقوه قضائیه هم مشکل داریدخوب سراغ رهبربزرگواربرویدتامشکلات حل بشودچراکه هرمشکلی بین شماسران باشدجرم آن رامردم میکشیم
![]()

سقف زردشده
الحمدالله مسجد منبع درآمدی هم داردچرانمیایدتصمیم درست وحسابی برای این آثارتاریخی بگیریدتاچه زمانی دیوارهای این مسجدبایدبدون پیرهن باشددیگرلخت بودن بس است خودمردم خسته شده انددرهمین چندسال اخیردوتامسجددرشال درست شده اندچه کسی هزینه اش راداده؟

به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران ، ترجمه
نوشته کنار عکس این است : وقتي شتر داره سر بچه ات را مي خورد 1- شما او را نجات مي
دهيد 2- عکس مي گيريد

به گزارش منادی. این
متهم که در سابقه کیفری خود دارای اتهامات زیادی از جمله سرقت، رابطه
نامشروع و خرید و فروش اموال مسروقه است، براساس رأی شعبه 122 دادگاه جزایی
شیراز و تأیید شعبه 17 تجدیدنظر استان فارس به مجازات حدالهی سرقت محکوم
شده بود.
متهم این پرونده «الف.س.ح» که 29 سال سن دارد، سرکردگی یک
باند سرقت را به عهده داشت که پس از دستگیری و شکایت 47 نفر از شکات و طی
شدن مراحل رسیدگی در دستگاه قضایی شیراز، علاوه بر مجازات قطع ید به 3 سال
حبس از باب انجام سرقت های متعدد و 99 ضربه شلاق به لحاظ رابطه نامشروع نیز
محکوم شده است.
همدستان وی نیز که در انجام سرقت ها مشارکت داشتهاند به مجازاتهای مشابه قطع ید، حبس و شلاق محکوم شده اند.

دادستان عمومی و انقلاب شیراز در این خصوص گفت:
مکرراً دستگاه قضایی اعلام کرده که برخورد قاطع و بدون اغماضی در دستور کار
خود قرار داده و هر کجا متخلفین تخطی خود از قانون را دست مایه بر هم زدن
امنیت اجتماعی و آسایش عمومی قرار دهند با شدیدترین برخوردها مواجه خواهند
شد.
علی القاصیمهر در جمع خبرنگاران افزود: نمونه این اجرای حکم
هشداری جدی است به همه کسانی که با اقدام به سرقت موجبات ناامنی را فراهم
میکنند.
این مقام قضایی تأکید کرد: پیرو منویات ریاست محترم قوه
قضاییه و تأکیدات ایشان مبنی بر برخورد با زورگیران و مخلان نظم اجتماعی،
به زودی مردم برخورد قاطع دادگستری استان فارس با این افراد را نیز شاهد
خواهند بود.
عائض القرنی"؛ یکی دیگر از شیوخ وهابی در یک فتوا که از شبکه
الجزیره پخش شد، اعلام کرد: کشتن بشار اسد واجب تر از کشتن اسراییلی ها است
و بر مردم واجب است علیه او سلاح به دست گیرند.به گزارش منادی "صالح فوزان"؛ عضو هیئت علمای عربستان سعودی فتوا داد: کشتن تظاهرکنندگان از سوی حاکم کشور زمانی که در کشور آشوب و اغتشاش ایجاد کنند جایز است.
وی همچنین جنبش های اصلاحی و اپوزسیون عربستان را خوارج نامید!، و گفت: اینها همان کسانی هستند که پیامبر دستور جنگ با آنها را داد.
"عائض القرنی"؛ یکی دیگر از شیوخ وهابی در یک فتوا که از شبکه الجزیره پخش شد، اعلام کرد: کشتن بشار اسد واجب تر از کشتن اسراییلی ها است و بر مردم واجب است علیه او سلاح به دست گیرند.
خدای من ظهورمهدی فاطمه رابرسان؟........؟..... عده ای منتظرهستندکه واقعازجرمیکشنداین دنیارانگاه می کنندحسرت می خورندکه چرامهدی صاحب الزمان عج ظهورنمی کندچراکه چندمدتی بودشبکه GEMTVقطع شده بودامامتاسفانه وقتی امروز وصل شدواین شبکه لعنتی روی همان فرکناس قبلی برگشت تلفن پشت تلفن خانم هاخوشحالی امانشان راگرفته بودبه والله بنده ندیده بودم که برای ولادت اعمه ای این همه شادباشنداگراین مردم درانتظارامام زمان عج می بودندالان آقاآمده بوده نمی دانیدوقتی که این شبکه قطع شده بودبعضی ها زانو غم وماتم بقل گرفته بودند انگارکسی راازدست داده بودنداینهادردجامعه است وحقیقتانوشتن چنین مطلابی خیلی برام سنگین است امابایدبه هرنحوی هشداربدهیم .حالا که امروزوصل شده کسانی فقط دراین راه فقط پول تلفن می دهندوباچه خوشحالی خبرمی دهندفلانی شبکه GEMTVوصل شده وحتی باچه خوشحالی هم می گوینددرحالی دنیای بدبختی وصل شده شادی همین شبکه مثل قرص مثکن است لازم به ذکرکه که حریم سلطان که توسط دولت ترکیه قطع شده بودوصل شده نمی دانید عوام چه خوشحالی برای حریم سلطان می کننددرحالی هرچه می گوی ملت عوام نخست وزیرکشور سازنده همان فیلم مخالف این فیلم است گوش نمی کنه بهانه بنی اسرائیلی می تراشه میگه صداوسیمابرنامه نداره و....به نظرشمامخاطبان ارجمندالان امام زمان عج ظهورهم کرده میایدبه این عوام بگوئیدبرویم جنگ مثلاهمان موقع حریم سلطان هم پخش بشه چه برای امام می گویند؟آیاباسروکله می روندیامی گویندین الحسن الان حریم سلطان داره بگذارنگاه کنم بعدامیایم این محترمانه بودویانه می گوینداین (ین الحسن عج)چی می گی همش جنگ وجنگ حالا این باتمام بی ادبی مقابل امام عصرعج ایستادن است چون ما در زمان مولای متقیان علی ع چنین سوابقی داشته ایم نگاه به تاریخ نگاه بکنید بایدازتاریخ عبرت بگیریم جون اون موقع ماهواره نبوده کار خودشان رابهانه کرده الان که ماهواره هست بهانه ماهواره می گیرندخدای من این مردمی که پای ماهواره افتاده اندخودشان هم می داندماهواره خراب است خودت فکری به حال این مردم کن درجای بودم پیرزنی می گفت بخاطرهمین شبکهGEMTVبرخی خانواده هاازهم جداشده انددرحالی همین پیرزن مخاطب سرسخت همین شبکه بودبعدازقطع شدن این شبکه همین پیرزن متوجه شده بوداین فیلم هاچه فسادهای داره حالاکه وصل شده مطمئن باشیدهمان پیرزن به قول خودشان برای وقت تلف کردن پای ثابت همان شبکه می نشیندامروزدربرخی خانواده هابمب خوشحالی ترکیدومخصوصادیدندحریم سلطان هم شروع شده وپخش میشه آیامامخاطب های شبیه چنین پیرزن کم داریم که خودشان ازعوارض این شبکه هاباخبرنباشند؟.....؟خواهشندنظربدهیدبنده درخصوص این شبکه بسیارتحقیق کرده ام واینطرف شمامسئولین محترم فکراساسی بکنیدهمان طوری که آنها طاقت نیاوردنددوشبکه خبری برون مرزی ماهواره ای کشورمان راقطع کردند شماهم بایدتلاش کنیدواین طرف بایدفرهنگ ایرانی وفرهنگ شیعه بودن ودرانتظاربودن رابه مردم توضیح بدهیداگردرصداوسیماجمهوری اسلامی ایران دوتافیلم دراین خصوصی ساخته بشه وعده ای رامنتظران حق وعده ای منتظران باطل نشان دهددرحالی که منتظران باطل زیادهستندوبه آرزوی شان هم می رسندواین طرف منتظران حق رانشان بده که کم هستندوبایدزیایدبشوندتابه آرزوی خویش برسندچون واقعامادرچنین موقیعتی هستیم باطل زیادوعمل باطلش پایبندبه آرزویش میرسدهرچندآرزویش باطل است همین باطل چه دعای می کردتاشبکه GEMTVوصل بشه آخرش به هدفش رسیددرزمان امیرالمونین علی ع مگرنفرموند حاظرم چندتای شمارابدهم بایک سربازمعاویه عوض کنم چون آنهادرباطل پایبندهستند؟....؟مسئولین صداوسیمامشکلات همش عشق وعاشقی نیست دوران عشق وعاشقی می گذردوزندگی متاهلی شروع می شودبایدفکرهردو دنیاباشید نه ههش یک دنیااین دنیاعشق عاشقی که بلندش کرده ایم درطول روزدرعرض نیم ساعت تمام میشه بقیه روزبایددنبال امورات زندگی باشیم پس بهتراست آن نیم ساعت رابلندجلوه ندهیدچون ملت می دانندچه کارکنند
این
روزها تبلیغات انتخاباتی رنگ و بوهای جالبی به خود گرفته است. انگار از
دیدگاه برخی دیگر شعار عدالت رای و نانی نمی آورد از همین رو آنها سعی
دارند تا بار دیگر شعارهای دوران اصلاحات را زنشده کنند. شاید باورتان نشود
اما یکی از همین کاندیداها برای جلب آرای مردم از روابط دختر و پسر هم
برای خود مایه گذاشت.
به گزارش رها ، خسرو نصیری زاده دبیر کل مجمع متخصصین ایران صبح یک شنبه
در مجموعه سعد آباد برای انتخابات ریاست جمهوری رسما اعلام کاندیداتوری کرد
و آن قد هم اعتماد به نفس دارد که هنوز هیچ نشده خودش را پیروز انتخابات
میداند.
این کاندیدای انتخابات ریاست جمهور با طرح برنامه ها و شعارهایی عجیب پا
به عرصه انتخابات گذاشت تا از اولین کاندیدای حاشیه ساز باشد .
نصیرزاده معتقد است که در انتخابات ریاست جمهور آینده نیروی مستقل حاض یعنی خود ایشان پیروز قطعی انتخابات خواهد بود .
حضور نصیرزاده در انتخابات ریاست جمهور ی آینده زیاد عجیب به نظر
نمیرسدهرچند برای برخی سیاسیون و تحلیل گران باتوجه به عدم کارسیاسی ایشان
غیر قابل هضم است اما چیزی که بیش از اندازه ذهن و فکر مردم و مسولین را به
خود معطوف کرده است و قابل تامل است طرح شعارهایی عجیب از سوی این کاندیدا
میباشد .
دبیر کل مجمع متخصصین ایران معتقد است در انتخابات پیش رو انتخابات چند
ظلعی مرکب از اصلاح طلبان ،اصول گرایان، نیروی دولتی ومستقلین خواهد بود که
اختلاف در خود اصول گرایان واصلاح طلبان موجب بهره بردن مفید مستقلین
وپیروزی در انتخابات خواهد شد.
ایشان همچنین مدعیست که هاشمی رفسنجانی قطعا در انتخابات آینده از او
اعلام حمایت می کند که می تواند کمک بسیار بزرگی در کسب کرسی ریاست جمهوری
به او انجام دهد .
اما از حرفای این آقازاده که بگذریم طرح شعارها و برنامه های عجیب این
کاندیدا قابل تامل است. وی می گوید دختران و پسران باید رابطه آزاد و مشروع
داشته باشند و حجاب باید به حداقل ممکن برسد و بانیان فرهنگی و انتظامی
کشور حق دخالت در این امر را ندارند!
آیا برای رسیدن به پست های حکومتی آماج حمله قرار دادن شعار های اصیل
اسلامی، نیاز است؟ اصلا در روزگاری که همه ی بانیان فرهنگی برای ترویج
مقوله حجاب در جامعه تلاش می کنند آیا منطقی و منصفانه هست که برخی برای
چند صباحی ریاست دنیوی و کسب آرای مرم با احساسات آنان بازی کنند و همگام
با دشمن برای کاهش حجاب اسلامی و از بین بردن آن تلاش کنید؟ اصلا آقای
نصیرزاده تحلیل شما از رابطه مشروع و آزاد دختر و پسر چیست ؟
این آقازاده همچنین معتقد است که در رابطه با آمریکا هیچ گونه خصامتی
نباید صورت گیرد و رابطه با آمریکا آن قد ساده و آسان است که همه ی مشکلات
ایران و آمریکا در یک ساعت قابل حل شدن است .
شعار عجیب دیگری که دبیر کل متخصصین انجمن ایران داده است این که در صورت
پیروزی در انتخابات بعد از هجده ماه هیچ بیکاری در ایران پیدا نخواهد شد
ودر صورت نقض این وعده کلیه وزرا و شخص ایشان به صورت دسته جمعی استعفا می
دهند.
حال باید ببینیم با نزدیک شدن به انتخابات آقای نصیرزاده چه شعارهای عجیب
دیگری میدهد یا اصلا ایشان تاپایان این انتخابات برشعار و مواضعشان باقی می
ماند یا نه؟
به گزارش خبرنگار حماسه و مقاومت فارس (باشگاه توانا)، بچههای مدرسه از وقتی فهمیدند که قرار است مدرسهشان را بمباران کنند، اضطراب داشتند؛ از طرفی دیگر این شهر دارای پدافند هوایی نبود و باز هم مردان مرد این سرزمین با دستهای خالی ایستادند.
داریوش اردبیلی فرمانده وقت سپاه پاسداران میانه درباره واقعه بمباران مدرسه زینبیه و ثارالله میانه در ۱۲ بهمن ۱۳۶۵ و مقاومت نیروهای سپاه را روایت میکند:
* شایعهای که به حقیقت پیوست
شایعه بمباران میانه مدرسه زینبیه پس از بمباران حمام بلور میانه شدت گرفت و در شهر حالت اضطراری ایجاد کرد؛ این شایعه دهان به دهان میچرخید اما کسی باور نداشت، ما تردید نداشتیم چنانچه بار دیگر حمله هوایی صورت بگیرد، ممکن است ساختمان سپاه نیز هدف قرار گیرد و همین موضوع اهمیت وجود مدرسه زینبیه را کنار سپاه دو چندان کرد.

شهید محمدرضا عزیزی
دبیرستان زینبیه به دلیل قرار گرفتن در کنار ساختمان سپاه و چند مرکز دولتی دیگر از حساسیت خاص برخوردار است؛ روز یکشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۶۵ مدرسه روز عادی خود را آغاز کرد، آن زمان شهر ما فاقد هر گونه پدافند هوایی بود، این هم به دلیل کوچکی شهر میانه و نداشتن هیچ امتیازی از لحاظ نظامی، اقتصادی و صنعتی بود؛ اما آیا دشمن ما به دنبال این اهداف بود؟ یا قتلعام مردم بی دفاع شهرها؟!


شهید منصور شیخدری
در اتاق کارم نشسته بودم، تعدادی از برادران سپاه داشتند به پشت بام میرفتند، من هم به دنبال آنها رفتم، آقایان اصغر کریمزاده، محمدباقر کلانتری، اسکندرخان محمدی، منصور رضالو، منصور شیخدرآبادی و دونفر از سربازان سپاه و شهید شمس با یک اسلحه تیربار ژسه در مقابل ساختمان مدرسه زینبیه ایستاده و منتظر آمدن هواپیماهای دشمن بودند.

شهید ابراهیم شمس
از آنها سؤال کردم: «میخواهید چه کار کنید؟»، برادر محمدباقر کلانتری از جانبازان بود و یک پای خود را از دست داده بود، او پاسخ داد: «دیروز هواپیماهای عراقی خیلی پایین آمدند و به راحتی میشد آنها را هدف قرار داد و با همین تیربار سرنگونشان کرد».
دانشآموزان زینبیه در حیاط مدرسه داشتند بچههای سپاه را نگاه میکردند، از برق چشمهایشان میشد، فهمید آنها از اینکه میدیدند بچههای سپاه برای دفاع از آنها آمادهاند، خوشحال بودند.
* بچههای سپاه نمیخواستند مزاحم کلاس درس شوند
آقای رضالو، تیربار را مستقر کرد و محمدباقر با شهامت بسیار پشت آن ایستاد؛ منصور به او گفت: «چند گلوله شلیک کن تا امتحانش کنیم، ببینیم درست کار میکند یا خیر»؛ محمدباقر گرفت: «من آن را تعمیر کردم، اگر این کار را انجام دهیم ممکن است آرامش بچهها را به هم بزنیم و برای کلاس درسشان مزاحمت ایجاد کنیم».

شهید محمدباقر کلانتری
آنها منتظر هجوم دشمن بودند و من هم از پشتبام آنها را نگاه میکردم، در همین لحظه وضعیت قرمز شد و آژیر خطر به صدا درآمد؛ وارد اتاقم شدم، یکی دو دقیقه طول نکشید که هواپیماهای بعثی در آسمان دیده شدند، آنها یک دور نمایشی گرد شهر زدند و بعد تقسیم شدند؛ یکی از آنها به سمت مدرسه حملهور شد، صدای جیغ و فریاد کمک دخترهای زینبیه به گوش میرسید؛ محمدباقر اقدام به شلیک کرد تا خلبان را بترساند و هواپیما را متواری کند، چند گلوله شلیک کرد و به یکباره اسلحه از کار افتاد.
* دست و پای قطع شده دختران در حیاط سپاه
چند لحظه بعد هواپیما به راحتی خود را پایین کشید و درحالی که خلبان به خوبی میتوانست دانشآموزان را در حیاط مدرسه ببیند، آنجا را آماج بمب و راکد کرد. اولین راکد به پشت بام سپاه اصابت کرد و هفت نفر از برادران سپاه به شهادت رسیدند؛ همزمان دبیرستان مورد هدف قرار گرفت، من در کنج اتاقم پناه گرفتم و از پنجره به بیرون چشم دوخته بودم؛ از آسمان به حیاط سپاه چیزهایی فرو میریخت؛ بمباران که خاتمه یافت به حیاط رفتم و دیدم دست و پای قطع شده دختران در حیاط پراکنده است.
علاوه بر این تمامی برادران سپاهی که برای دفاع از زینبیه رفته بودند با انفجار راکد تکه تکه شدند و پارههای بدنشان در ساختمان اطراف پراکنده شده بود؛ در محوطه سپاه یک جانباز قطعنخاعی داشتیم به نام «جواد عبدیپور» روی ویلچر نشسته بود و در لحظه بمباران نمیتوانست برای خود جانپناهی پیدا کند، همان طور در وسط حیاط مانده بود، برای اینکه تنها نباشد، عدهای هم به طرفش دویدند؛ هواپیما پس از بمباران زینبیه، شروع به تیرباران مردم کرد، یک دور زد و با سپاه رسید و حیاط سپاه را به گلوله بست اما خوشبختانه کسی آسیب ندید.
* حجب و حیای دانشآموزان زخمی
موج انفجار گیج و منگم کرده بود؛ از سپاه خارج شدم و طرف زینبیه رفتم؛ دختران زینبیه را میدیدم که هراسان و وحشتزده از مدرسه خارج میشدند؛ شدت موج گرفتگیام به قدری بود که همه آنها را به صورت مجسمه متحرک میدیدم. گیج شده بودم و از خودم پرسیدم: «اینها کی هستند، این مجسمهها را کِی به اینجا آوردند، این مجسمهها اصلاً چطوری راه میروند؟!».
تا دقایقی همین احساس را داشتم، تا اینکه آرام آرام بهتر شدم و فهمیدم مجسمهای در کار نیست اینها دانشآموزان مدرسه زینبیه هستند که اینگونه به خاک و خون کشیده شدهاند.

مدرسه زینبیه شهر میانه بعد از بمباران
دختران بدون چادر و مقنعه در حال فرار بودند؛ برخی زخمی و برخی شهید شده بودند؛ اجساد بیسر، بیپا، شکمهای دریده شده، پیکرهای سوخته و جزغاله شده، چادرهای پارهپاره این سو و آن سو گسترده که فرش حیاط زینبیه شده بود، کفشهای بدون صاحب و خلاصه مظلومیت و معصومیت آنان در قتلگاه زینبیه.
وقتی برای کمک به مجروحان رفته بودم، تعدادی از دانشآموزان کنار دیوار مدرسه افتاده بودند، جراحتهای آنان چشمگیر بود، وقتی رفتیم به آنها کمک کنیم، گفتند: «شما مثل برادرهای ما هستید، اما خواهش میکنیم به ما دست نزنید، همین طور میمانیم تا خانمها بیایند و کمکمان کنند».
یکی از آنها خونریزی شدیدی داشت، گفتیم: «شما وضع خطرناکی دارید، اجازه بدهید که کمکتان کنیم» او گفت: «هر گاه بیهوش شدم مرا ببرید، اما الان که خودم همه چیز را میبینم کاری با من نداشته باشید» همان موقع فریاد زدم و از چند نفر از زنان تقاضا کردم تا به زخمیها کمک کنند.
* تلاش برای جمعآوری پیکر شهید خانمحمدی
همان روز پدر و مادر شهید «اسکندر خانمحمدی» به سپاه آمدند تا سراغ پسرشان را بگیرند، من خجالت کشیدم که خبر شهادت فرزندشان را بدهم، چون برادر اسکندر هفته گذشته به شهادت رسیده بود، روز ۱۲ بهمن به همراه چند نفر دیگر از برادران سپاه برای آوردن اسکندر به خانهشان رفته بودیم و و ساعتی بعد اسکندر در سپاه شهید شد؛ در حالی که پدر و مادرش هنوز شب هفت آن یکی فرزندش را سپری نکرده بودند، چگونه میتوانستیم خبر شهادت این یکی را بدهیم.

شهید اسکندر خانمحمدی
گفتم که او مجروح شده و به تبریز بردهاند؛ اما بالاخره خبر شهادت وی را ۲ روز بعد به آنها گفتم؛ در این ۲ روز تلاش کردم تا تکههای بدن اسکندر را از روی پشت بام و حیاط جمعآوری کنم، پاهای او را از روی پشت بام سپاه و میان باغچهای که درخت در آن بود، پیدا کردم؛ چون دوستان خیلی نزدیکی باهم بودیم، دیده بودم که انگشت پاهای اسکندر روی هم سوار بودند، مقداری از دل و روده هم به شاخههای درختی که در حیاط سپاه بود، آویزان شده و معلوم نبود برای پیکر کدامیک از شهدا بود.
خلاصه تکههای بدن شهید اسکندر را از نقاط مختلف جمعآوری کردیم و پس از تشییع در گلزار شهدای میانه به خاک سپرده شد.

شهید اصغر کریمزاده
* تکههای بدن شهید کریمزاده را ۴ روز بعد پیدا کردم
پاهای شهید اصغر کریمزاده را هم جمعآوری کردیم، دیدیم که یکی از پاهایش نیست؛ آن روز هر چه گشتیم، پیدا نکردیم، همان جنازه را به شهرستان مرند زادگاهش فرستادیم، ۴ روز بعد پای اصغر را پیدا کردم، آن را برداشتم، شستم و داخل پارچهای سفید گذاشتم و در گلزار شهدای میانه کنار مزار شهید آبینژاد دفن کردم، در میان آن چند نفر تنها «منصور رضالو» شدیداً مجروح شد و جان سالم به در برد.
هیأتی از صندوق بین المللی پول برای بررسی تاثیرات تحریم ها بر اقتصاد ایران به تهران سفر می کند.